تبليغاتX
يا أولي الألباب

يا أولي الألباب

امام علی علیه السلام: خردمند سه چیز را باید: قدر خود را بداند، و زبانش را نگهدارد و زمانش را بشناسد.

منفعت؟!!

بسم الله الرحمن الرحیم

هر کاری که آن را در این دنیای غریب و عجیب انجام می دهیم، بنا به منفعت است. اما منفعت از کسی به دیگر فرق می کند. برخی دنبال احقاق حق و منفعت اخروی هستند و برخی دنبال منفعت دنیوی هستند.

با یکی از دوستان در مورد تحولات اخیر منطقه و دخالت کشورهای غربی و طرفدار آنها در امور داخلی سوریه و در سرکوب متظاهران محق بحرین صحبت شد. ایشان گفت: هر کشوری در این جهان دنبال منفعت مادی خودش است و حتی ایران از عدم دخالت کشورهای دیگر در امور داخلی سوریه حمایت می کند بخاطر اینکه یک برگه سیاسی را مقابل فشارهای سیاسی جامعه بین الملل علیه برنامه هسته­ای خود از دست ندهد و هم برای اینکه حزب الله لبنان بطور کامل محاصره نشود که یک برگه سیاسی دیگر در دست آن هم هست.

روشن است که ایشان یادش رفت که این کشور جمهوری اسلامی ایران را نام دارد، و بنا به تعالیم اسلام سیاست خارجی خود را اداره می کند و هر جا که ظلم هست باید رفع شود. جدیر به ذکر است که جمهوری اسلامی ایران دنبال منفعت مادی و استعمار ملتها نیست بلکه دنبال احقاق حق و رفع مظلومیت از ملت های دیگر است هرچند منفعت مادی داشته اما آن هدف قرار نمی گیرد.

در زمان حضرت پیامبر اکرم (ص) برای عزت اسلام می جنگیدند و البته همراه آن غنیمت گرفتند اما آن به این معنی نیست که دنبال غنیمت بودند. منفعت هر کس از هدف و نیت خود مشخص می شود. این هدف و نیت، جمهوری اسلامی ایران را از همه کشورهای جهان متمایز می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 13:34  توسط شهيد  | 

بیانیه جمعی از دانشجویان سوری شاغل به تحصیل در جمهوری اسلامی ایران پیرو تحولات اخیر کشور سوریه:

بسمه حق و اعلی

کشورهای منطقه خاورمیانه و بعضی از کشورهای آفریقایی در برهه زمانی خاصی قرار گرفته اند که موج بیداری با محوریت اسلام، دول استکباری دنیا اعم از امریکا و انگلیس و همه سردمداران صهیونیستی عالم را به خشم و واهمه انداخته است. حکومت های دست نشانده در برخی ممالک عربی که همچو نوکران صهیونیسم جهانی جان و مال و ناموس خویش را فدای خواسته های نامشروع آنان کرده اند دیگر در مقابل مردم خویش مشروعیتی ندارند و کوه خود ساخته ی دیکتاتوری خود را در معرض سقوط می بینند و این پیام حریت و آزادی مستضعفین عالم و ندای حقانیت وعده الهی است. اما در این میان دشمن قسم خورده حقیقت که عمریست از راه استعمار و استثمار ملت های مظلوم دنیا چرخ مدرنیته خویش را چرخانده و در سایه تزویر و دروغ پراکنی رسانه های جمعی خویش و نیروی نظامی و امنیتی بدنبال خفه نمودن یا به انحراف کشاندن انقلاب های آگاهانه مردم در موج بیداری اسلامی اخیر می باشد. با جریان سازی و برنامه ریزی قبلی و با هدف شبیه سازی یک کودتای خزنده در برخی از کشورهای منطقه اولاً بدنبال تضعیف جایگاه چنین بیداری و هوشیاری بالا برای جلوگیری از اشاعه و نشر آن به دیگر ممالک میباشد و ثانیاً در این اوضاع منفعت خویش را در آشوب و اغتشاش در کشورهایی می بینند که در این منطقه حساس و فوق استراتژیک نقش دشمن همیشگی اهداف آنان یعنی رژیم غاصب صهیونیستی را به خوبی بازی کرده اند. مملکت سوریه با تاریخی مملوء از افتخار مبارزه با جریان استعمار و استثمار و رو به رویی با فرزند ناخلف امریکا(رژیم نامشروع صهیونیستی) به عنوان یکی از اهداف مهم چنین برنامه ریزی از سمت دشمنان حکومت و مردم سوریه انتخاب گردیده است تا امتحانی بزرگ در مقابله با این جریان فراماسونری پس دهد. مردم آگاه و با فهم و شعور سوریه فارغ از القائات شیطانی برخی از حکومت های عربی منطقه و سران امریکایی-صیهونیستی آنان به کلیت نظام و حکومت سوریه متعهد و علاقه مند و تحرکات و خواسته های دشمن خویش را بطور کامل رصد می نماید و براساس یک درخواست منطقی از حکومت سوریه بالخصوص رئیس جمهور عزیز آقای دکتر بشار اسد همان مطالبات اصلاحگرایانه اطلاع داده شده ایشان را فصل نوینی در دموکراسی و بالا رفتن سطح اجتماعی-اقتصادی عمومی مردم می داند و با تمایز و تفکیک اعتراضات مدنی منطقی و در چارچوب قانون اساسی سوریه با جنگ مسلحانه گروهک های تندرو وهابی و تکفیری که آگاهانه و عامداً نقشه ها و برنامه های استکبار را در کشور دنبال می کنند و ضمن حمایت کامل و قاطع از کلیت حکومت سوریه به ریاست جمهوری مرد مقاومی همچون آقای دکتر بشار اسد که با ایستادگی در مقابل دشمنان امریکایی-صهیونیستی موجب خشمگین شدن آنان گردیده تا حدی که تنها راه وصول به نتایج خویش را در تغییر حکومت حال حاضر سوریه به هر طریقی می دانند، اعلام می داریم:

1- ما دانشجویان سوری با هوشیاری تمام خواسته های حقیقی مردم سوریه را اصلاحات مورد اشاره شده ریاست جمهوری محترم و تحرکات گروه های تروریستی تجهیز شده از سمت کشورهای استکباری و نوکران آنها را تلاشی برای انحراف مطالبات منطقی ملت فهیم سوریه که قانون محور می باشد و خواسته های اصلی آنان را تغییر حکومت به یک حکومت ضد مقاومت مقابل صهیونیست ها و مدافع منافع بلند مدت امریکایی ها در منطقه می دانیم.

2- به همه فریب خوردگان و معاندان مملکت و حکومت سوریه هشدار می دهیم تا دیر نشده است و خشم ملت پشتیبان حکومت سوریه شما را غرق نکرده است به دامان مردم برگردید و از پیروی خائنانه خود از استکبار جهانی توبه و راه مقابله با توطئه اجانب را پیش بگیرید.

3- به برخی کشورهای عربی که با هدایت و حمایت امریکا و انگلیس و صهیونیست ها و دولت های دیگر استکباری اشاعه گر فرهنگ تروریسم هستند هشدار می دهیم بیشتر از اینکه به فکر نوکری صهیونیست ها باشید به فکر مشکلات داخلی کشورهای خود و رفع آنها برآیید و بدانید که تاریخ خیانت های شما را ثبت کرده و آیندگان در مورد شما همانطور قضاوت می کنند که در مورد خائنان گذشته قضاوت کرده اند.

4- به کلیه دشمنان خارجی سوریه اعم از امریکا و انگلیس و فرانسه و صهیونیست های جنایتکار چنین هشدار می دهیم که نقشه های شما با درایت حکومت و مردم سوریه راه به جایی نخواهد برد و به حول و قوه الهی شکست خواهد خورد و آن زمان که بار دیگر کشور متمدن و مفتخر سوریه از آزمایشی بزرگ پیروز بیرون بیاید حساب خود را با دسیسه ها و طرح های شیطانیتان یکسره خواهد نمود.

5- پیام ما به همه مردم جهان این است مشکلات داخلی سوریه یک بحث درون خانوادگی است و به هیچ کشور و حکومت دیگر که می خواهد با دخالت در امور سوریه بر موج این مباحث سوار شود ارتباطی ندارد و ملت سوریه اجازه نخواهد داد به خواست خود برسند و حکومت سوریه با پشتیبانی قاطع قاطبه مردم و همه قبایل و گروه ها متحد در مقابل هر نقشه ای که بوی صهیونیستی بدهد خواهد ایستاد.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 12:19  توسط شهيد  | 

غرب و حقوق بشر

بسم الله الرحمن الرحیم

بخش اول

امروزه ما شاهد دخالت های کشورهای غربی در وضعیت های داخلی کشورهای مستضعف (توسعه نیافته) به نام حقوق بشر هستیم. برای اینکه به این بحث بپردازیم باید ابتدا حقوق بین الملل بشر را تعریف کنیم، سپس اصول این حقوق و منابع آن و رابطه دخالت های کشورهای ابرقدرت با دوری از دین را مورد توضیح قرار دهیم.

امروزه حقوق بشر را به عنوان حقوق حامی و مدافع از ارزش های انسانی و حق زندگی و آزادی و حق تعیین سرنوشت انسان و مانع از هر خطری ضد این ارزش ها مورد شناسایی قرار می دهند.

این تعریف تقریبا مورد قبول همه کشورهای جهان است اما اختلاف بر سر آن است که چگونه این حقوق تفسیر و اجرا می شود و چه کسی یا کشوری حق اجرای آن را دارد، کشورهای توسعه یافته و علی الخصوص کشورهای ابر قدرت این حق را برای خودشان حفظ کردند و بنا به ارزیابی خود به وضعیت های جهانی نگاه می کنند و یا از حقوق بین الملل استفاده می کنند تا دخالت کنند، یا نه می بینند این وضعیت ها ضد آن ارزش های انسانی نیستند و خطری علیه جامعه انسانی تشکیل نمی دهد لذا از حق وتو استفاده می کنند، و مهم است بپرسیم چه کسی به کشورهای ابر قدرت حق وتو را و مهمتر از آن حق دخالت و حق ارزیابی آن را داده است.

بعد از جنگ جهانی اول که توسط زحمت های کشورهای توسعه یافته انجام شد و برکات استعمار کشورهای توسعه نیافته را همراه داشت، و جنگ جهانی دوم که به آزادی کشورهای توسعه نیافته منتهی شد، کشورهای توسعه یافته به فکر یک جامعه جدید بودند که بتوانند حقوق خود را حفظ نمایند و بنا به حقوق بین الملل که توسط تفکرات آنها به دست آمد، از آن حمایت کنند بدون اینکه به جنگ جهانی سوم بپردازند، یعنی توسط وابستگی فرهنگی و اقتصادی و با پوشش سیاسی سازمان ملل منافع خود را حفط می نمایند و از قدرت نظامی استفاده نمی کنند مگر منافع آنها در معرض خطر قرار بگیرد و آن موقع از حقوق بین الملل و منشور سازمان ملل و شورای امنیت این وضعیت را به عنوان یک وضعیت وخیم و علیه صلح و امنیت بین المللی می شناسند و تصمیم دخالت انسانی را اعلان می کنند.

دو دستگاه متخصص به حقوق بشر در سازمان ملل وجود دارد، اول دیوان حقوق بشر که توصیه نامه در مورد وضعیت های وخیم حقوق بشر را به شورای امنیت اعلام می کند، و دوم دیوان بین الملل کیفری که شورای امنیت ضمانت اجرایی آن را تشکیل می دهد. یعنی کارهای این دو دستگاه باید توسط شورای امنیت تأیید شود تا به کار برود، و به دیگر سخن، اگر یکی از آن دستگاه ها به وضعیتی ضد منافع یک کشور وتودار بپردازند، تصمیم در مورد آن گرفته نمی شود، و از همین اینجاست که می توانیم ببینیم تصمیمات سازمان ملل و به ویژه شورای امنیت چه ویژگی را دارد.

برای توضیح رفتار دوگانه کشورهای ابر قدرت و وتودار این دو مثال آشکار را ذکر می کنیم: اول، رژیم اسرائیل از 64سال پیش تا به حال دارد بنا به مقررات و اساسنامه دیوان بین الملل کیفری و اسناد حقوق بشر جنایت های علیه بشریت و انسانیت را انجام می دهد، و در جنگ غزه 2008 م جنایت های وخیم انسانی توسط آن انجام گرفت و یک گزارش توسط گلدستون به سازمان ملل فرستاده شد، و محاصره غزه و به قحطی کشاندن مردم فلسطین از وحشیترین جنایات بین المللی طبق حقوق بین الملل هستند و طبق آن شورای امنیت باید این وضعیت وخیم را بررسی کند یا حد اقل به دیوان بین المللی کیفری آن را تحویل دهد تا مشخص کند این وضعیت جنایت علیه بشریت و انسانیت بوده یا نه. همه ما می دانیم که شورای امنیت هیچ برخورد جدی را با این رژیم و این وضعیت انجام نداده است و تنها به این اکتفا شد که مجمع عمومی این رژیم را محکوم کنند، اما در سازمان ملل رژیم اسرائیل تا حالا به عنوان کشوری صلح دوست را مورد شناسایی قرار می دهد.

مثال دوم حادثه ترور رفیق حریری است که شورای امنیت آن را به عنوان وضعیت تهدید کننده صلح و امنیت بین المللی  شناخت و آن را به دیوان بین الملل کیفری تحویل داد. همه می دانیم بنا به چه ابزاری این قضیه تفسیر می شود و از چه روشهای استفاده کردند تا تصمیم ظنی را اعلام کنند. آیا کشورهای ابر قدرت این قضیه را به عنوان جنگ علیه تروریست می دانند یا به عنوان دفاع از منافع خود، و کشورهایی ضد منافع آنها را متهم می کنند و مجازات می فرمایند.

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 20:45  توسط شهيد  | 

اولویت در چیست؟

بسم الله الرحمن الرحيم

خدا ما را به امر به معروف و نهی از منکر تکلیف کرد، البته اگر شرایط آن تحقق بیابد. حال اگر کسی را که دارد کارهای خلاف بطور مداوم انجام می دهد و کسی دیگری را که دارد هر چند مدتی یک کار خلاف انجام می دهد، دیدیم، به کدام از آنها توجه می کنیم؟.

معمولا به نفر اول توجه می کنیم حال آنکه به نظرم این امر از لحاظ اولویت درست نیست، چرا؟ چون فراهم کردن شرایط اصلاح نفر اول سخت شده است و نیازی به کار مداوم و طولانی و توجه زیادی دارد تا حد اقل وضعیت او خرابتر نشود. اما نفر دوم راه انحراف آن تازه شروع کرده است و اگر سریعا به آن توجه نکنیم کم کم وضعیت او وخیمتر می شود و انحراف آن بیشتر می شود.

خدا در کتاب حکیم خود می فرماید: "قل لن تهدي من أحببت إن الله يهدي من يشاء". من گویای آن ندارم که وظیفه ما هدایت آنها است اما وظیفه ما راه نجات را به آنها نشان بدهیم، و ادامه انتخاب در دست آنها است.

فرض کنید که ما سوار یک کشتی باشیم و یک نفر می خواهد بصورت نا آگاه خودش را در آب دریا بیاندازد و در همان لحظه یک نفر در آب دارد غرق می شود که قبلا خودش را بصورت نا آگاه در آب انداخت. حالا تکلیف ما چیست؟ می توانیم بگوییم باید تلاش بکنیم هر دو را نجات بدهیم، درست است اما از لحاظ اولویت کدام یکی باید اولا نجات بدهیم؟.

امام علی (ع) می فرمایند: "اگر نافله ها به فرض ها آسیبی برساند، نافله ها را ترک کنید". به نظرم بحث اولویت یک بحث است که حق آن در این روزها دست کم گرفته شده است. همچنین ما باید واجب را در معرض اوجب ترک کنیم، اصلاح نفس از ابتدای امر آسان است اما اگر برای هوای خود ترک شود اصلاح آن سخت تر می شود. بنا به آن نفر اول اگر رها شود مانند نفر دوم می شود.

داستان دوم این است که چگونه می توانیم راه هدایت برای کسی نشان بدهیم اگر آن راه برای خودمان مشخص نبود، یعنی نباید اول آن راه برای خودمان مشخص شود؟. حال اگر اولویتمان اصلاح خودمان باشد و بعد به فکر اصلاح دیگران باشیم، این امر با معنای "تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر" در سوره العصر را تعارض ندارد؟. " تواصوا " یعنی هیچ کدام از طرفین کاملا به آن عمل نمی کند اما خدا کار آنها را (یعنی توصیه همدیگر) کار مؤمنان تلقی کرد.

ما باید جان کدام نفری را نجات بدهیم؟ و چی فایده از آن می شود اگر سراغ نجات آنها برویم و ندانیم که خودمان را در آب انداختیم و نیازمند آن شدیم که کسی بیاید جان ما را نجات بدهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 21:31  توسط شهيد  | 

مهديُّ آل ِمحمَّدٍ


قلبي لهُ مهديُّ آلِ محمــَّــــدٍ           يُشفـَى العليــلُ بحُبـِّــهِ ويُبَلْسَمُ

تاهت نفوسٌ لا ترومُ إيَابَـــهُ           فرجُ الهـُـدَى بظهـــوره نَتكرَّمُ

آلُ الحبيبِ محمَّدٍ شُفعائُنـــــا           فيهـــــم نؤولُ لِجَنـَّــةٍ ونُنَعَّــــمُ

أعمالُنــا إنْ لمْ تُنـَـــاطَ بحبِّهم           يومَ الحسابِ بهـــا نُلامُ و نَأثمُ

أيَّا صَلاةٍ دُونَ ذِكْرِ مصابهم            يُرجَى بهـا عِندَ العظيمِ المَغْنَمُ

بمصابهم كلُّ القلوبِ تقرَّحتْ            قَتـْـلُ الغريــبِ بكربلاءَ مُعظَّمُ

روحي لمولايَ الإمـام فداءَهُ            عَجـِّـلْ فقدْ طالَ الغيابُ المُكْلِمُ

أدْعو إلهي في الصباح وليلةٍ            عَلـِّـي أفـوزُ بحبِّهــــــم أتكرَّمُ

عهدا ًمن الله العظيم ومُبْرَمـا ً            أنْ مـنْ تولاَّهم بحـــقٍّ يُرْحَمُ

هلْ لي نجاةٌ في هواكُمْ أرْتجي           منْ كـُـلِّ ذنْبٍ ها أنـا إذ ْأنْدَمُ

أمسِي وأصبِحُ في هواكمْ عَلَّني           يـومَ القيامةِ منْ ذنـوبي أسْلمُ

لهفي لكمْ أسيادنــــا فعزائنــــا            فيكـم بحزن ٍلا يزولُ ويَهْرَمُ

يا مُهْجَــتي إنـِّـي أذودُ بمقلتـي            يوما ًبَكـتْ عيناكَ فيه وألطُمُ

إنِّي بعَوْدِكَ يا إمامـي مُؤْمـِـــنٌ          أرْجُو الشهادةَ دونَ ذاتِكَ أُقْسِمُ

قلبي على ظُلاَّم ِأهـْـــل ِنُبـُـوَّةٍ           حَرْبٌ ويَدْعُـو بالعقـابِ ويَنْقُمُ

يا قائِمـــا ًبالحـقِّ نَشْكُو حالنـا       ضعْفَ الشكيمةِ في هَوَىً لايُحْجِمُ

أوَّاهُ يا أمـَـلَ الصلاح ِوأهلـَــهُ           لمـَّـا نجدْ منْ ذنْبنِـا ما يَعْصِمُ

أنتم موالينـــا وفخرُ شموخنـا           ليسَ الكثيرُ بأنْ يُصـَامَ الأرْقمُ

هَيهات ما نَقْفـُـو بأِيِّ مصيبـةٍ           إلاَّ لنـــــا فـي كربــــلاءَ مُعَلِّمُ

دَمْعـي بشيرُ محبـَّـةٍ لا يَنْطـَفي          حتَّى يقـــومَ لأمْـر ِحـَــقٍّ قائِمُ

يا حُجـَّــة َالله المقيــمَ لأمــْـرِهِ           تأبـَـى بلادُكَ أيُّ عَبـْــدٍ يُظـْلَمُ

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 17:14  توسط شهيد  |